
|
|
کلاس اول "خ"
صبح شنبه ! زنگ دینی ! 15 دقیقه ی آخر کلاس ! معلم : اصولا ، فال گوش ایستادن خیلی کار بدیه بچه ها ! میدونین که فال گوش ایستادن چیه ؟! اصغر (از ته کلاس) : آقا ما بگیم معلم : بگو پسرم اصغر ( آب دهنشو قورت میده ! ) : آقا اجازه ... آقا دایی جواد ما .... می گفت یه بار یکیو که فال گوش وایساده بوده خط خطی کرده ! معلم : اصغر : معلم : اصغر جان ! دلبندم ! من معنی فال گوش ایستادنو پرسیدم ! نپرسیدم دایی جواد شما چیکارس که ! اصغر: آقا تو رو خدا ! آقا یه لحظه ... ! آقا غلط کردم ! آقا ما بگیم ! معلم : بگو اصغر جان ... اما دیگه از دایی جوادت نگی ها ! اصغر : نه آقا ،... آقا ما یه روز با "می تیه سناتور" ! /meytiye senator / ( مهدی معروف به سناتور ! ) داشتیم تو حیاط حرف میزدیم ! بعد "می تی" گفت باباش یه گاو داری توی غولوم آباد زده ! ... فرداش دیدیم غولومی بعده مدرسه مارو خفت کرده معلم : اصغر جون تو فکر کنم خوابت میاد عمو ! ... پاشو برو یه آبی به صورتت بزن و بیا ! آخه عزیزم این چه ربطی به فال گوش ایستادن داشت !؟ اصغر : آقا اجازه ... تمام بچه ها خراب همین آی کیوی شمان ! ده آخه نگو این رشیدِ (بیــــــــــــب معلم : آهههان ! بعله ، اصغر درست میگه بچه ها ... این هم نوعی فال گوش ایستادنه ... به هر حال اینا مسائلیه که هست ... اصلا هم اهمیت .... زززززیییییییینگگگگگ ! ( زنگ مدرسه ! )
نتایج اخلاقی این داستان : ۱) رشید یک خاله زنک با IQ ایی در حد یه کلم پخته ست ! ۲) غولوم خیلی سر خودش معطله ! ۳) اصغر چشم دیدن غولومو نداره ! غولوم جارو به دمش میبنده ! ۴) شیوه نوین آموزش همراه با students involvement نتیجه ای جز اثبات سطح تواناییهای ذهنی معلم نداره ! ۵) مدرسه خوب است ! ۶) به به چه پست خوبی ! الان ما داریم کلی چیزای خوب یاد میگیریم !
نوشته شده توسط : سمانه | پنجشنبه دهم دی 1388 | 20:29 | لينک ثابت | موضوع: |
لیوان را زمین بگذار استادى در شروع کلاس درس، ليوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند ٥٠ گرم، ١٠٠ گرم، ١٥٠ گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمي دانم دقيقاً وزنش چقدر است. اما سوال من اين است: اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد. شاگردان گفتند: هيچ اتفاقى نمي افتد. استاد پرسيد: خوب، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم، چه اتفاقى مي افتد؟ يکى از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد مي گيرد. حق با توست. حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟ شاگرد ديگرى جسارتاً گفت: دست تان بي حس مي شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار مي گيرند و فلج مي شوند. و مطمئناً کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند. استاد گفت: خيلى خوب است. ولى آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير کرده است؟ شاگردان جواب دادند: نه پس چه چيز باعث درد و فشار روى عضلات مي شود؟ من چه بايد بکنم؟ شاگردان گيج شدند: يکى از آنها گفت: ليوان را زمين بگذاريد. استاد گفت: دقيقاً . مشکلات زندگى هم مثل همين است. اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد، اشکالى ندارد. اگر مدت طولاني ترى به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد. اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کارى نخواهيد بود. فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم تر آن است که در پايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد. به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيريد، هر روز صبح سرحال و قوى بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هر مسئله و چالشى که برايتان پيش مي آيد، برآييد! دوست من، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذار. زندگى همين است! نوشته شده توسط : سمانه | جمعه چهارم دی 1388 | 12:27 | لينک ثابت | موضوع: |
هر چی میبینید زود باور نکنید خیلی وقتا شده وقتی یکنفرو میبینیم که خیلی چهره مظلوم و عارفانه ای داره درونش یه شیطان زشت و پلید.ولی یکی ممکن چهرش غلط انداز باشه ولی درون پاکی داشته باشه ...این اواخر همش مطالب غمگین نوشتم چون زیاد با این آدمای شیطان صفت برخورد کردم.این پست فقط گویای این مطلب است امیدوارم شما با اینجور آدما برخورد نکنید...
نوشته شده توسط : سمانه | جمعه چهارم دی 1388 | 12:22 | لينک ثابت | موضوع: |
آخرین حرف از نامردی... خداوندا اگر روزی بشر گردی از حالم با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه ی خلقت از این بودن از این بدعت .خداوندا!نمیدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است.چه زجری میکشد آن کس که انسان است و سرشار از احساس...
مادر٬من کدام گل را پرپرکردم که از شیر گرفتی ام؟ کی چشم من از اشک تهی بود که از گهواره جدایم کردی؟ کی دروغ گفتم که گفتی بزرگ شده ای؟ بال کدام پرنده را شکستم که دیگر بغلم نگرفتی و کدام دانه ی گندم را خوردم که از بهشت آغوشت بیرونم کردی؟ به امید کدام آسیه در نیل آرزوها تنهایم گذاشتی؟ طبق کدام سنت٬ناف مرا برای غم بریدی؟ چرا دستم را رها کردی تا در بیابان هیچ و پوچ سرگردان شوم؟ من کی خواب ستاره ها و ماه و خورشید را دیدم که نامردمان به چاه تنهایی ام انداختند؟ مادر! من از جنس این مردم نیستم.سردم شده می خواهم برگردم به گهواره ام...... نوشته شده توسط : سمانه | چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 | 13:10 | لينک ثابت | موضوع: |
سوزاک
سوزاک، گنوره التهاب گنوکوکی مجرای ادراری بیماری جنسی است که از طریق تماس جنسی منتقل میشود و عامل آن گنوکوک میباشد. در مردان ۷-۲ روز پس از تماس جنسی با فرد آلوده ترشحات چرکی از مجرای ادرار خارج شده و میزان دفع ادرار نیز افزایش وهمچنین در هنگام ادرار مقدار کمی خون از مجاری ادرار خارج شده و مقدار باقی مانده در مجاری به صورت خون لخته شده از مجاری ادرار خارج میگردد. درصد کمی از مردان بدون نشانه بالینی هستند. در خانمها پس از آلودگی، التهاب دهانهٔ رَحِم بوجود آمده که در بیشتر موارد بدون نشانه است ولی در برخی از خانمها پس از نزدیکی ترشحات غیرعادی یا خونریزی وجود دارد. در بیست درصد از موارد، عفونت در مراحل عادت ماهانه به رَحِم رسیده و باعث التهاب رحم، لولههای زهدان و برخی نواحی لگن میشود که گاهی چنین حالتی منجر به نازایی و یا حاملگی خارج از رحم میشود. دختران در سنین قبل از بلوغ ممکن است در اثر تماس جنسی مستقیم با ترشحات بالغین آلوده، دچار التهاب گنوکوکی مهبل و رحم شوند. نوزادان و ندرتاً بالغین ممکن است مبتلا به عفونت گنوگوکی ملتحمه چشم شوند که اگر به سرعت و به مقدار کافی درمان نشوند ممکن است منجر به نابینایی گردد. در صورتیکه آلودگی به صورت سیستمیک در بدن پخش شود منجر به درگیری مفاصل و پوست و گاهی بندرت قلب و پردههای مغزی میشود. در صورتیکه درمان آلودگی و التهاب مفصلی به تأخیر افتد منجر به ضایعات دائمی مفصلی میشود. التهابهای غیرگنوکوکی مجاری ادراری - تناسلی و التهاب چرکی مخاطی رحم که ممکن است با عوامل دیگر غیر از گنوکوک ایجاد شده باشند، در اغلب موارد با عفونت گنوکوکی همراه بوده و تشخیص بالینی سوزاک را دچار اشکال میکند. تشخیص بیماری از طریق آزمایش میکروسکوپی گسترش ترشحات دستگاه تناسلی رنگ آمیزی شده با روش گرم یا کشت این ترشحات در محیطهای اختصاصی کشت صورت میگیرد. حداکثر شیوع این بیماری در طبقات اقتصادی پائین جامعه وجود دارد. در حال حاضر موارد مقاوم به داروهای قدیمی افزایش یافته است و داروهای جدید تنها کاربرد درمانی دارند.
نوشته شده توسط : سمانه | دوشنبه نهم آذر 1388 | 20:18 | لينک ثابت | موضوع: |
عشق یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.. برخی «دادن گل و هدیه» و « حرف های دلنشین »را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند « با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی»را راه بیان عشق می دانند .در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند .یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهیبرای فرار نبود .رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند . ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحشظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرشرا تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقهبعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند .داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است !راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. ››قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردنجانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد.این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود نوشته شده توسط : سمانه | جمعه ششم آذر 1388 | 17:46 | لينک ثابت | موضوع: |
گفتگو با خدا خوابیده بودم ؛
در خواب كتاب گذشته ام را باز كردم و روزهای سپری شده عمرم را برگ به برگ مرور كردم . به هر روزی كه نگاه می كردم ، در كنارش دو جفت جای پا بود. یكی مال من و یكی مال خدا . جلوتر می رفتم و روزهای سپری شده ام را می دیدم . خاطرات خوب ، خاطرات بد ، زیباییها ، لبخندها ، شیرینیها ، مصیبت ها ، ... همه و همه را می دیدم . اما دیدم در كنار بعضی برگها فقط یك جفت جای پا است . نگاه كردم ، همه سخت ترین روزهای زندگی ام بودند . روزهایی همراه با تلخی ها ، ترس ها ، درد ها، بیچارگی ها .با ناراحتی به خدا گفتم : «روز اول تو به من قول دادی كه هیچ گاه مرا تنها نمی گذاری . هیچ وقت مرا به حال خود رها نمی كنی و من با این اعتماد پذیرفتم كه زندگی كنم . چگونه ، چگونه در این سخت ترین روزهای زندگی توانستی مرا با رنج ها ، مصیبت ها و دردمندی ها تنها رها كنی ؟ چگونه ؟ »خداوند مهربانانه مرا نگاه كرد . لبخندی زد و گفت « بنده ی من ! من به تو قول دادم كه همراهت خواهم بود . در شب و روز ، در تلخی و شادی ، در گرفتاری و خوشبختی . من به قول خود وفا كردم ، هرگز تو را تنها نگذاشتم ، هرگز تو را رها نكردم ، حتی برای لحظه ای ، آن جای پا كه در آن روزهای سخت می بینی ، جای پای من است ، وقتی كه تو را به دوش كشیده بودم !!!» نوشته شده توسط : سمانه | جمعه ششم آذر 1388 | 17:41 | لينک ثابت | موضوع: |
تولدت مبارک چشمتون روز بد نبینه الان یه هفته است تو خونه موندم این سرما خوردگیه یا آنفولانزای مرغی خوکی خروسی کبکی...حالا هر چی... حسابی حالموگرفته.خیلی ممنون از دوستان اصفهانیو غیر اصفهانی که انقدر جویای حال بنده شدن آدم دوستایی مثل شما داشته باشه دیگه دشمن نمیخواد به خدا...والا...الانم اومدم تولد قلم رو تبریک بگم.
فریده خانوم تولدت مبارک نوشته شده توسط : سمانه | چهارشنبه ششم آبان 1388 | 13:14 | لينک ثابت | موضوع: |
پاییز من خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در می زند در را گشودم روی او دیدم غم است در می زند ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا غم با ان همه بیگانگی هر شب به من سر می زند
نوشته شده توسط : سمانه | جمعه یکم آبان 1388 | 17:27 | لينک ثابت | موضوع: |
در جستجوی کرم بعد از سالها امروز کلاس عملی میکروب شروع شد.قبل از هر چیز بگم که امروز روز من بود و حسابی کارگر افتاد.بعد از توضیحات استاد اومدیم باکتری کشت بدیم هر کی یه ایده ای داد باکتری های هوا/میز/مو...از بخت بد ما استاد فرمودند شما برین دنبال کرم...منو فریده بیچاره
نوشته شده توسط : سمانه | سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 | 17:49 | لينک ثابت | موضوع: |
فواید زایمان طبیعی زايمان طبيعي ميتواند از بسياري جهات براي مادران مفيد باشد . فوايدي از لحاظ پزشکي ، جسماني ، رواني و مالي زايمان طبيعي براي کودک هم فوايدي دارد . فوايد پزشکي : 1 – پيشگيري از خطر مرگ :احتمالاً بزرگترين فايدهي زايمان طبيعي کاهش مرگ مادر است .زيرا جراحي سزارين مانند تمام جراحيها داراي خطر مرگ ناشي از عوامل بيهوشي گزارش شده است که نسبت مرگ و مير پري ناتال زنان در سزارين 7 برابر زايمان نرمال است . 2- پيشگيري از خطر عفونت : در واقع شايعترين انواع عفونت پس از جراحي سزارين، عفونت رحم و عفونت محل زخم جراحي و عفونت مثانه است ولي در زايمان طبيعي عفونت رحم به ندرت ديده مي شود . 3 - پيشگيري از « از دست دادن خون » :به طور متوسط، خوني که در زايمان طبيعي از دست ميرود حدود 700-500 ميليليتر است و در مقابل خوني که در سزارين انتخابي از دست ميرود حدود 1000 ميلي ليتر است. 4 – پيشگيري از آسيب ديدن دستگاه ادراري : در زايمان طبيعي احتمال آسيب ديدن به مثانه بسيار کم است . 5 – پيشگيري از آسيب ديدن روده: انسداد روده ، عارضه جانبي شايع هر جراحي است که براي مجاري دستگاه گوارش مشکل ساز است زيرا در اين وضعيت حرکت رودهها کند و و يا در موارد نادر متوقف شده و محتويات روده داخل آن باقي ميماند. 6 – پيشگيري از لخته شدن خون در پاها: ترومبوفلبيت حالتي است که در آن خون داخل سياهرگ لخته ميشود و معمولترين محل تشکيل لخته، سياهرگهاي پا است . خطر ايجاد ترومبوفلبيت پس از جراحي سزارين ، ده برابر زايمان طبيعي است . 7 – پيشگيري از هيسترکتومي ( برداشتن رحم ) :سزارين قبلي در برخي موارد در حاملگيهاي بعدي با پلاسنتاپرويااکرتا همراه ميشود . پلاسنتاپرويا ( جفت سرراهي ) حالتي است که در آن جفت در قسمت پايين رحم جايگزين ميشود و مانع عبور نوزاد و زايمان طبيعي ميشود . در پلانستااکرتا جفت به عمق ديوارههاي رحم نفوذ ميکند و پس از تولد نوزاد نيز به خودي خود خارج نميشود، بنابراين در برخي موارد مجبور به درآوردن رحم مي شوند . فوايد رواني زايمان طبيعي : 1 – احساس خوشايند از توانايي در زايمان طبيعي 2 – احساس مشارکت در زايمان و درک نحوه تولد نوزاد 3 – احساس تسلط و حاکم بودن بر اتفاقات حين زايمان 4 – احساس برقراري ارتباط فوري و پيوند احساسي با نوزاد پس از وضع حمل 5 – احساس رضايت از پذيرفتن مسؤوليت هاي مادرانه و مراقبت از نوزاد فوايد زايمان طبيعي براي نوزاد : 1- از آنجا که فوايد تغذيه طبيعي با شير مادر مورد توجه است سزارين براي مادراني که مايلند نوزادانشان را با شير خود تغذيه کنند مشکل ساز خواهد شد . اغلب زناني که زايمان طبيعي ميکنند بلافاصله پس از تولد نوزاد تغذيه با شير خود را آغاز ميکنند و شيردهي در زناني که سزارين ميشوند با تاخير آغاز مي گردد. 2 – با اين که در زمينه خطرات جراحي سزارين،بحث بيشتري روي عوارض جانبي سوء بر روي مادر متمرکز شده است قطعاً براي نوزاد نيز بيخطر نيست شايد بتوان گفت: خطرناکترين عارضه جانبي جراحي سزارين براي نوزاد، نارسي است، اصطلاح نارسي عموماً براي شرح دادن وضعيت نوزادي به کار ميرود که به دليل انتخاب زمان نادرست زمان سزارين، نارس به دنيا آمده است . مشخص شده است که نوزاداني که به روش سزارين انتخابي به دنيا ميآيند به ميزان چشمگيري در معرض خطر ابتلا به RDS ( سندرم ديسترس تنفسي ) هستند . 3 – هنوز هم در اغلب بيمارستانها براي جراحي سزارين بيهوشي عمومي صورت ميگيرد و متاسفانه داروي به کار رفته براي بيهوشي مادر از طريق جفت به بدن نوزاد ميرسد . در اين صورت گاهي نوزاد لمس و فاقد واکنشهاي لازم به دنيا ميآيد . 4 - يکي ديگر از عوارضي که به نظر ميآيد بر اثر سزارين در نوزاد بروز کند فقدان ايجاد فشار بر روي دستگاه تنفسي است در اين حالت تخليهي مايع از اعماق ريه نوزاد ،به طور کامل صورت نميگيرد . به همين دليل بروز مشکلات تنفسي در نوزاداني که به روش سزارين به دنيا آمده اند در مقايسه با زايمان طبيعي بيشتر است .
نوشته شده توسط : سمانه | سه شنبه چهاردهم مهر 1388 | 22:59 | لينک ثابت | موضوع: |
خاطره سرکار رفتن من و میدان امام به درخواست دوست بامرام خودم که مرام جلوش لنگ می اندازه الیناز یا همون بلندگوی خودمون خاطره ی سرکاری من فلک زده که اومدم ثواب کنم کباب شدم رو می نویسم.آقا ما سر کلاس دست به سینه واسه خودمون نشسته بودیم
نوشته شده توسط : سمانه | سه شنبه هفتم مهر 1388 | 16:12 | لينک ثابت | موضوع: |
خاطرات هفته ی اول دانشگاه88 از شنبه شادو شنگول رفتم دانشگاه.بازم روز از نو روزی از نو...دانشگاه کلی تغییرات مفید انجام داده بود از جمله این که ورودی برادران و خواهران اتوبوسهارو عوض کرده بودن.فلسفه این کارشون چی بوده الله اعلم جای بیشترو دادن به آقایون که کلااااااااااا۳ الی ۴ نفر بیشتر نیسن اونم تازه با هزارتا سهمیه به زور چپوندنشون تو دانشگاه که تازه بشکنم میزنن...چی بگم والا....تو دانشکده پزشکی فریده رو دیدم و دوباره هنوز نرسیده زدیم تو سرو کله هم
بیچاره ها هم پیاده شدن خدا میدونه چقدر بهمون فحش دادن ولی خوب تقصیر خودشون دیگه که از ما میپرسیدن این همه آدم تو دانشگاه بود اونوقت از ما که ترم یک بودیم میپرسیدندنمیگن آخه عزیز من شما بلدی بلد نیسی اصلا ترم چندی...امروزم که در خدمت شماییم کلاسارو کنسل کردیم حالا بگو چه طوری!!!!کلا یکیش تشکیل نمیشد بعد ما رفتیم گفتیم ۴ ساعت اول نداریم شما هم این ساعت بعد از ظهرو کنسل کنید.بعد که خرمون از پل گذشت رفتیم گفتیم اون ۴ ساعت آخرمون کنسل شما ساعت اول رو بیخیال شین...خلاصه آره دیگه...
نوشته شده توسط : سمانه | سه شنبه هفتم مهر 1388 | 12:48 | لينک ثابت | موضوع: |
آخرین جمعه ی من امروزم گذشت.امروز آخرین روز تعطیلات تابستون بود اگرچه ۳ مهر بود.از صبح جاتون خالی با خانواده رفتیم پارک.هوا عالی بود فقط حیف که زاینده رود دیگه خشک بود و دریغ از حتی یک قطره آب...بساط جوجه به راه شدو این دود کباب بود که تو سروکله ما رفتو لبو لوچه ی همگی آویزان گشته وشکما بود که صابون زده منتظر
نوشته شده توسط : سمانه | شنبه چهارم مهر 1388 | 0:26 | لينک ثابت | موضوع: |
بچه های کلاس این پست مخصوص بچه های کلاس و چند تن از دوستان است که من باب مزاح عرض میشه و البته شاخصه اصلی هر کسی است که این گونه شناخته شدن انشاالله و تعالی که به کسی بر نخوره:
سمانه(خودمو میگم):نمیدونم والا!!!!شما بگین طغیانی:طغیان کننده در نمراتmax کلاس نرگس پروین زهره:سه تفنگدار(آرم شبکه سه) راننده1:استاد/چارلی چاپلین/ای مهربان... ... نوشته شده توسط : سمانه | جمعه سوم مهر 1388 | 0:27 | لينک ثابت | موضوع: |
تست عشق و دوستی واسه این که زیادی خسته نشین گفتم یه تستی از خودتون بگیرین که حوصلتون تو وبلاگ بنده سر نره.بسمه الله...
● سوال اول: (جوابها در ادامه ی متن فضولی نکنی اول یه سرکی به جوابا بکشیا) ادامه متن... نوشته شده توسط : سمانه | پنجشنبه دوم مهر 1388 | 13:54 | لينک ثابت | موضوع: |
پد الکترونیک برای کاهش درد عادت ماهیانه
دردهای پیش از پریود(قاعد گی) یکی از شایعترین شکایات خانمها درطول این دوره می باشد ، همچنین تغییرات خلق و یا احساس فقدان انرژی گاهی به حدی است که فرد را از انجام زندگی روزمره عاجز مینماید. نوشته شده توسط : سمانه | سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 | 15:10 | لينک ثابت | موضوع: |
آشنایی با انواع زایمان بدون درد آشنایی با انواع زایمان بدون درد درد از همان ابتداي خلقت با بشر بوده است و انسان ها هميشه سعي داشته اندبه طرق گوناگون با آن مبارزه كنند. يكي از شديدترين اين دردها درد زايمان است اين روزها با زياد شدن سزارين به رغم همه عوارضي كه به دنبال دارد اغلب خانمها تنها براي رهايي از درد زايمان اين روش را به صورت انتخابي جايگزين زايمان طبيعي مي كنند. اما انتخاب سومي نيز وجود دارد زايمان طبيعي آن هم بدون درد. در اغلب كشورهاي پيشرفته امريكايي و اروپايي بيش از 3 دهه است كه به دليل خطر بي هوشي جراحي و عوارض عمل سزارين روش زايمان بدون درد متداول شده است در واقع پزشكان و متخصصان معتقدند با تكنيك هاي جديد و بدون عوارضي كه براي انجام زايمان بدون درد در اختيار است ديگر هيچ خانم بارداري نبايد هنگام زايمان درد شديد آن را متحمل شود اين روش همچنين از افزايش تعداد سزارينهايي كه به دليل ترس از درد زايمان انجام مي شوند به تعداد چشمگيري كاسته است. در كشور ما نيز در سالهاي اخير اين روش در برخي از مراكز به عنوان يكي از شيوه هاي نوين زايمان به كار مي رود به گفته دكتر مريم مكانيك متخصص زنان و زايمان و مدير گروه بخش زنان بيمارستان شهيد فياض بخش به دليل افزايش ميزان سزارين هاي غير ضروري و انتخابي و عوارض ناشي از آن وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي با صدور بخشنامهاي انجام روش زايمان بدون درد را در كليه مراكز درماني و زايشگاه هاي دولتي و دانشگاهي ترويج كرده است. به عبارت ديگر استفاده از اين شيوه زايمان يكي از روشهايي است كه در آينده اي نه چندان دور در كشور ما نيز جايگزين مناسبي باري پيشگيري از عوارض ناشي از سزارين ها و دردهاي زايمان طبيعي خواهد بود. با شناخت كامل اين روش به طور قطع انتخاب اول زنان براي زايمان به شمار مي رود. |
|